محافظة
🌐 فرمانداری
اسم (noun)
📌 استان
📌 فرمانداری
📌 نگهداری
📌 حفظ
📌 شهرستان
📌 محافظه کاری
📌 ناحیه
جمله سازی با محافظة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يبدو أن اللواء لم ينشط إلا في محافظة إدلب.
به نظر میرسد که این تیپ فقط در استان ادلب فعال بوده است.
💡 شهدت محافظة المنطقة زيادة في المشاريع الزراعية بعد دعم الحكومة للمزارعين المحليين.
فرمانداری این منطقه پس از حمایت دولت از کشاورزان محلی، شاهد افزایش پروژههای کشاورزی بود.
💡 تعمل محافظة المدينة على تطوير الطرق والمدارس لتحسين الخدمات المقدمة للسكان.
فرمانداری این شهر در تلاش است تا جادهها و مدارس را برای بهبود خدمات ارائه شده به ساکنان توسعه دهد.
💡 زرتُ محافظة عُمان خلال العطلة، واستمتعت بجمال الطبيعة والضيافة العربية الأصيلة هناك.
من در طول تعطیلات از استان عمان بازدید کردم و از زیبایی طبیعت و مهماننوازی اصیل عربی آنجا لذت بردم.
💡 تطورت واللغة العربية عبر القرون، لكنها بقيت محافظة على قوتها وجمالها.
زبان عربی در طول قرنها تکامل یافته است، اما قدرت و زیبایی خود را حفظ کرده است.
💡 بعد زواجه حديثاً انتقل إلى محافظة أخرى قريبة من عمله
بعد از ازدواج اخیرش، به استان دیگری نزدیک محل کارش نقل مکان کرد.