متقلب
🌐 فرار
صفت (adjective)
📌 فرار
📌 دمدمی مزاج
📌 نوسانی
📌 شطرنجی
📌 نامنظم
📌 غیرقابل پیشبینی
📌 هوس باز
جمله سازی با متقلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الهيدروجين غاز غير مرئي وعديم الرائحة كما أنه متقلب وقابل للاشتعال للغاية.
هیدروژن گازی نامرئی و بیبو است که همچنین فرار و بسیار قابل اشتعال است.
💡 مزاجه متقلب في بعض الأيام بسبب ضغط العمل.
به دلیل فشار کاری، خلق و خوی او در برخی روزها ناپایدار است.
💡 وصف الطبيب حالة المريض بأنها متقلب المزاج، لذلك نصحه الأهل بالراحة وتنظيم النوم يوميًا.
پزشک وضعیت بیمار را بدخلق توصیف کرد، بنابراین خانواده به او توصیه کردند که استراحت کند و خواب روزانه خود را تنظیم کند.
💡 كما يتضح من ارتباطي بقرصان أنني حضيتُ بماضٍ متقلب نوعاً ما.
همانطور که از ارتباط من با یک دزد دریایی مشخص است، من گذشتهی نسبتاً پرفراز و نشیبی داشتهام.
💡 الطقس متقلب في هذه المدينة، فقد يكون مشمسًا ثم ممطرًا بعد ساعة.
آب و هوای این شهر غیرقابل پیشبینی است؛ میتواند آفتابی باشد و سپس ساعتی بعد بارانی شود.
💡 البحر متقلب جدًا في الشتاء، لذلك يجب الحذر عند الإبحار.
دریا در زمستان بسیار غیرقابل پیشبینی است، بنابراین هنگام قایقرانی باید احتیاط کرد.