متعذ

🌐 عذاب کشیده

این واژه ناقص است و به احتمال زیاد شکل درست آن متعذر یا متعذّر بوده است. متعذر یعنی «دشوار»، «غیرممکن»، یا «آنچه انجامش به‌سختی ممکن است». مثلاً «دیدار او متعذر است» یعنی ملاقات او فعلاً ممکن نیست یا بسیار سخت است.

جمله سازی با متعذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في تلك الظروف، صار تنفيذ الخطة متعذ دون دعم إضافي من الجهات المختصة.

در آن شرایط، اجرای طرح بدون حمایت بیشتر از سوی مقامات ذی‌ربط غیرممکن شد.

💡 بدا الوصول إلى القرية متعذ بسبب الأمطار الغزيرة وانقطاع الطريق الجبلي.

به دلیل بارندگی شدید و بسته شدن جاده کوهستانی، دسترسی به روستا دشوار به نظر می‌رسید.

💡 أصبح الاتصال به متعذ لأن هاتفه مغلق منذ الصباح.

تماس با او غیرممکن شده است زیرا تلفن او از صبح خاموش بوده است.

کلمات مرتبط