متحکم
🌐 کنترل کننده
«متحکم» از ریشهی «تحكّم» است و به معنای «مسلط، حاکم، چیره، و گاهی زورگو و مستبد» میآید. بسته به سیاق، این واژه میتواند معنای خنثیِ «کنترلکننده» یا معنای منفیِ «دیکتاتورمآب و سلطهگر» داشته باشد. در فارسی، «مسلط»، «چیره»، «سلطهگر» یا «کنترلکننده» مناسب است.
اسم (noun)
📌 کنترل کننده
📌 میکروکنترلر
📌 در کنترل
صفت (adjective)
📌 کنترل شده
📌 کنترل کردن
جمله سازی با متحکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعتمد النظام متحکم على دقة عالية في تنظيم العمليات داخل المصنع.
سیستم کنترل در سازماندهی فرآیندهای درون کارخانه به دقت بالایی متکی است.
💡 بُنيت السيارة على تصميم متحکم يضمن ثباتًا أفضل على الطرق السريعة.
این خودرو بر اساس طراحی کنترلشدهای ساخته شده است که پایداری بهتری را در بزرگراهها تضمین میکند.
💡 استخدم المدير برنامجًا متحکم ًا لإدارة المواعيد ومراقبة الموارد المتاحة.
مدیر از یک برنامه کنترلی برای مدیریت قرار ملاقاتها و نظارت بر منابع موجود استفاده کرد.