متجر التحف
🌐 مغازه عتیقه فروشی
اسم (noun)
📌 مغازه عتیقه فروشی
📌 فروشگاه عتیقهجات
جمله سازی با متجر التحف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيتُ خاتمًا مصنوعًا من حجر جاسبر في متجر التحف القديمة.
من در یک مغازه عتیقه فروشی انگشتری از سنگ جاسپر دیدم.
💡 عرض متجر التحف مجموعة من الصحون الملونة من عصور مختلفة.
مغازه عتیقه فروشی مجموعه ای از بشقاب های رنگارنگ از دوران مختلف را به نمایش گذاشته بود.
💡 كان في متجر التحف ساعة حائط مذهلة بقرص ذهبي مزخرف.
در مغازه عتیقه فروشی یک ساعت دیواری خیره کننده با صفحه طلایی مزین وجود داشت.
💡 زرتُ متجر التحف في السوق القديم واشتريت قطعة جميلة للزينة.
من از مغازه عتیقه فروشی در بازار قدیمی دیدن کردم و یک قطعه تزئینی زیبا خریدم.
💡 دخل السائح إلى متجر التحف معجبًا بالأشياء القديمة المعروضة.
توریست وارد مغازه عتیقه فروشی شد و تحت تأثیر اشیاء عتیقه ای که در ویترین بود قرار گرفت.
💡 يعرض متجر التحف أواني قديمة ولوحات تراثية نادرة للغاية.
این فروشگاه عتیقهجات، ظروف عتیقه بسیار کمیاب و نقاشیهای قدیمی را به نمایش میگذارد.