متاعب

🌐 مشکلات

این واژه جمعِ «مَتْعَب» یا به‌معنای سختی‌ها، رنج‌ها، دردسرها و گرفتاری‌هاست. وقتی می‌گویند «فيه متاعب» یعنی «در آن زحمت‌ها و مشکلاتی هست» یا «پر از دشواری است». در فارسی معمولاً به صورت «رنج‌ها»، «مشقت‌ها» یا «دردسرها» ترجمه می‌شود.

اسم (noun)

📌 دردسر

📌 مشکل

جمله سازی با متاعب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يمرّ بعضُ الطلابِ متاعب في بداية الدراسة ثم يعتادون على النظام الجديد.

برخی از دانش‌آموزان در ابتدای تحصیل با مشکلاتی مواجه می‌شوند، اما سپس به سیستم جدید عادت می‌کنند.

💡 ‬ولعل الحاضر ينسيه ما قدّمتُ من متاعب له وألمي‬ ‫يتهرب األب من كل مجلس أو َجدُ فيه‪ْ

شاید این هدیه باعث شود که او مشکلات و دردهایی را که من برایش ایجاد کردم فراموش کند؛ پدر از هر جمعی که من در آن حضور دارم، دوری می‌کند.

💡 فضّل المسافرون السفر في النهار لتجنب متاعب الطريق أثناء الليل.

مسافران ترجیح می‌دادند در طول روز سفر کنند تا از مشکلات جاده در شب در امان باشند.

💡 واجهتُ متاعب كثيرةً أثناء السفر بسبب تأخر الطائرة وازدحام المطار.

در طول سفر به دلیل تأخیر هواپیما و شلوغی فرودگاه با مشکلات زیادی روبرو شدم.

💡 رغم متاعب العمل اليومي، بقيَ الفريقُ متعاونًا حتى انتهى المشروع بنجاح.

با وجود چالش‌های کاری روزانه، تیم تا زمان اتمام موفقیت‌آمیز پروژه، همکاری خود را حفظ کرد.

💡 حدثتم الأصدقاءَ عن السفر الطويل وما فيه من متاعب ومتعة.

برای دوستانتان از سفر طولانی و سختی‌ها و لذت‌هایش گفتید.

💡 لا أعرف ما الذي توفته هذا القرار من متاعب لم نتوقعها.

نمی‌دانم این تصمیم چه دردسرهایی درست کرده که انتظارش را نداشتیم.

کلمات مرتبط