مبرمج
🌐 برنامه نویس
اسم (noun)
📌 برنامه نویس
📌 کدنویس
📌 توسعهدهنده
صفت (adjective)
📌 برنامهریزی شده
📌 برنامه نویسی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 قابل برنامهریزی
جمله سازی با مبرمج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانَ مبرمج النظامِ قد أنهى التحديثاتِ قبلَ الموعدِ المحددِ بساعاتٍ.
برنامهنویس سیستم، بهروزرسانیها را ساعتها قبل از برنامه انجام داده بود.
💡 انتج مبرمج الصوت صوتًا عالي الجودة بينما يستخدم نطاق ترددي منخفض.
برنامهنویس صوتی، صدای باکیفیتی را با استفاده از پهنای باند فرکانس پایین تولید کرد.
💡 استشارَ الفريقُ مبرمج ًا محترفًا لتحسينِ أداءِ الموقعِ الإلكترونيِّ.
این تیم برای بهبود عملکرد وبسایت با یک برنامهنویس حرفهای مشورت کرد.
💡 كل مبرمج يحتاج إلى بطة المطاط في تلك الجلسات الصعبة لتصحيح الأخطاء.
هر برنامهنویس در جلسات سخت تصحیح خطا به یک اردک پلاستیکی نیاز دارد.
💡 يعملُ مبرمج شابٌّ في شركةِ تقنيةٍ ويطوّرُ تطبيقاتٍ للهاتفِ الذكيِّ.
یک برنامهنویس جوان در یک شرکت فناوری کار میکند و برنامههای تلفنهای هوشمند را توسعه میدهد.
💡 هذا أنبوب مبرمج تماما لوحده، وقادر على التأقلم بمفرده.
این لولهای است که کاملاً برنامهریزی شده تا به طور مستقل عمل کند و قادر است به طور خودکار خود را وفق دهد.