ليقضیٰ
🌐 خرج کردن.
این شکل نیز در اصل همان «ليقضي» است، با علامت کشیده یا رسمالخط قرآنی / ادبی که برای نشاندادن پایان یا نحوه خواندن به کار میرود. معنیاش باز «تا او انجام دهد / حکم کند / تمام کند» است.
جمله سازی با ليقضیٰ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضر المسؤول إلى الموقع ليقضیٰ على الخلاف بسرعة قبل أن يتوسع.
این مقام رسمی برای حل سریع اختلاف قبل از تشدید آن به محل حادثه رسید.
💡 عاد التاجر إلى السوق ليقضیٰ ما تبقى من الصفقات المهمة قبل السفر.
تاجر به بازار برگشت تا معاملات مهم باقی مانده را قبل از سفر انجام دهد.
💡 خرج الطبيب في الليل ليقضیٰ حاجة عاجلة لمريض في المستشفى القريب.
پزشک شبانه برای رسیدگی به نیاز فوری یک بیمار در بیمارستان مجاور بیرون رفت.