ليساعد

🌐 برای کمک

یعنی «تا کمک کند» یا «به منظور کمک کردن». این واژه از ریشهٔ ساعد (کمک کردن) است و شکل ليساعد معمولاً با لام تعلیل می‌آید و مفهوم قصد، هدف یا دستور غیرمستقیم می‌دهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای کمک کردن

📌 کمک کردن

📌 کمک کرد

📌 برای کمک رسانی

جمله سازی با ليساعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتح السائقُ البابَ الخلفيَّ ليساعد الراكبَ على النزول.

راننده در عقب را باز کرد تا به مسافر کمک کند پیاده شود.

💡 وقف غالم المحل أمام الباب ليساعد الزبائن في حمل الأكياس.

مغازه‌دار جلوی در ایستاده بود تا به مشتریان در حمل کیسه‌ها کمک کند.

💡 وُضع قضيب خشبي فوق الجدار ليساعد العمال على تثبيت السقف المؤقت.

یک تیر چوبی روی دیوار قرار داده شد تا به کارگران در محکم کردن سقف موقت کمک کند.

💡 كان صديق العائلة حاضرًا عندنا مساءً ليساعد في إصلاح بعض الأمور المنزلية.

عصر یکی از دوستان خانوادگی برای کمک در انجام برخی تعمیرات خانه به خانه ما آمد.

💡 طلبت من أخي أن يأتي ليساعد في ترتيب الغرفة.

از برادرم خواستم بیاید و در مرتب کردن اتاق کمک کند.

💡 حضر عبد علی إلى المدرسة باكرًا ليساعد المعلم في ترتيب الصف.

عبدالعلی زودتر از موعد به مدرسه رسید تا در مرتب کردن کلاس به معلم کمک کند.

💡 ‬اض ُطر‬ ‫كارل للعمل في سن مبكرة ليساعد أمه في اإلنفاق على إخوته‪.

کارل در سنین پایین مجبور شد کار کند تا به مادرش در تأمین مخارج خواهر و برادرش کمک کند.

💡 سمع ما حدث في الحي فذهب ليساعد الجيران.

او از اتفاقات محله باخبر شد و برای کمک به همسایه‌ها رفت.

💡 اتصلت به مبكرًا ليساعد في نقل الأثاث.

زود بهش زنگ زدم تا تو جابجایی اثاثیه کمکم کنه.

💡 حضر لمار إلى الحفل مبكرًا ليساعد في ترتيب المقاعد.

لامار زودتر به مهمانی رسید تا در چیدن صندلی‌ها کمک کند.

💡 وصل الجار سريعًا ليساعد في إصلاح الباب.

همسایه سریع رسید تا در را تعمیر کند.