ليتحول

🌐 دگرگون کردن

یعنی «تا دگرگون شود، تا تغییر کند». این فعل از ریشهٔ «تحوّل» می‌آید و معمولاً در جملاتی به کار می‌رود که هدف، تغییر حالت یا وضعیت چیزی باشد. مثلاً یعنی کاری انجام شود تا چیزی از یک حالت به حالت دیگر تبدیل گردد.

قید (adverb)

📌 برای تبدیل شدن

جمله سازی با ليتحول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يجب أن نعمل بجد حتى ليتحول هذا الاقتراح البسيط إلى حل عملي يفيد الجميع.

ما باید سخت تلاش کنیم تا این پیشنهاد ساده به یک راه حل عملی تبدیل شود که به نفع همه باشد.

💡 نحتاج إلى تخطيط جيد حتى ليتحول المشروع الصغير إلى شركة ناجحة خلال السنوات القادمة.

ما به برنامه‌ریزی خوبی نیاز داریم تا این پروژه کوچک بتواند در سال‌های آینده به یک شرکت موفق تبدیل شود.

💡 استثمرت البلدية في البنية التحتية كي ليتحول الحي القديم إلى منطقة سياحية جذابة.

شهرداری برای تبدیل این محله قدیمی به یک منطقه گردشگری جذاب، در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کرد.

💡 ‬ليتحول الى سخرية شديدة السخونة يسمع‬ ‫عنها أحيانا معظم من في الحارة‪

این موضوع تبدیل به یک شوخی داغ شد که گاهی اوقات بیشتر محله آن را می‌شنید.

💡 ويمكنني إظلام السماء ليتحول النهار إلى ليل ملئات الأيام.

و می‌توانم آسمان را تاریک کنم تا روز برای روزها به شب تبدیل شود.

💡 ‬توقف الجسد عن‬ ‫النبض وتركته الروح مهجورا ليتحول إىل مادة ألساطري املدينة وقصصها‪.

بدن از تپش ایستاد و روح، آن را رها کرد تا سوژه افسانه‌ها و داستان‌های شهر شود.

کلمات مرتبط