لمناقشة

🌐 برای بحث

این واژه یعنی «برای بحث» یا «به‌منظور گفت‌وگو / مناقشه». «مناقشة» به معنای بحث کردن، بررسی کردن موضوع، یا تبادل نظر است و در متون رسمی و آموزشی بسیار به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 بحث کردن

جمله سازی با لمناقشة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضر الأعضاء كلُّهم الاجتماعَ السنويَّ لمناقشة الخطة الجديدة.

همه اعضا در جلسه سالانه شرکت کردند تا در مورد طرح جدید بحث کنند.

💡 اجتمعت المهات في القاعة لمناقشة شؤون الطلاب وسلوكهم.

مادران در سالن جمع شدند تا در مورد امور دانش آموزان و رفتارشان بحث کنند.

💡 اجتمع الموظفون بالمرکز الرئيسي لمناقشة خطة العمل الجديدة.

کارکنان در دفتر مرکزی گرد هم آمدند تا در مورد طرح جدید کسب و کار بحث کنند.

💡 اجتمع الأصدقاء في بيتک في المساء لمناقشة خطة الرحلة.

دوستان عصر در خانه شما جمع شدند تا در مورد برنامه سفر صحبت کنند.

💡 اجتمع أفراد الفريق بإمٰمهم لمناقشة خطة العمل الجديدة.

اعضای تیم با رهبر خود ملاقات کردند تا در مورد برنامه کاری جدید صحبت کنند.

💡 اجتمع الجيران بِهِنْنَا في المساء لمناقشة شؤون الحي.

همسایه‌ها عصرها اینجا جمع می‌شدند تا درباره امور محله صحبت کنند.

💡 التقى الفريق بـ اووس فلت في القاعة الرئيسية لمناقشة خطة العمل الجديدة.

این تیم در سالن اصلی با آس فلت ملاقات کرد تا در مورد طرح تجاری جدید صحبت کند.

💡 استقبلَ حاكم الإقليم وفدًا من المستثمرين لمناقشة مشاريع جديدة.

فرماندار منطقه، هیئتی از سرمایه‌گذاران را برای بحث در مورد پروژه‌های جدید به حضور پذیرفت.

💡 في المساء، تعقد الأسرةُ اجتماعًا صغيرًا لمناقشة أمور البيت.

عصر، خانواده جلسه کوچکی برای بحث در مورد مسائل خانه برگزار می‌کنند.

💡 بعد انتهاء الاستراحة، تستانف الشركةُ الاجتماعَ لمناقشة الخطة الجديدة.

پس از استراحت، شرکت جلسه را برای بحث در مورد طرح جدید از سر می‌گیرد.

💡 اجتمع الجيران بدار كبير الحي لمناقشة المشروع الجديد.

همسایه‌ها در خانه‌ی ریش‌سفید محله جمع شدند تا در مورد پروژه‌ی جدید صحبت کنند.

💡 اجتمع الموظفون بِهُووا في القاعة لمناقشة الميزانية السنوية.

کارکنان برای بحث در مورد بودجه سالانه در سالن جمع شدند.

کلمات مرتبط