للحکم
🌐 برای حکم
اسم (noun)
📌 قضاوت
📌 حکم
فعل (verb)
📌 حکومت کردن
وجه وصفی (participle)
📌 قضاوت کرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قضاوت کردن
جمله سازی با للحکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان والسلطان في التاريخ رمزًا للحكم القوي أحيانًا، وللعدل أحيانًا أخرى.
سلطان در طول تاریخ نمادی بوده است، گاهی نماد حکومت قوی و گاهی نماد عدالت.
💡 يذعن الفريق للحكم النهائي رغم اعتراض بعض المشجعين.
این تیم با وجود اعتراض برخی از هواداران، حکم نهایی را میپذیرد.
💡 الباحث یری وکان النتائج الأولية مشجعة لكنها لا تكفي للحكم النهائي.
محقق معتقد است که نتایج اولیه دلگرمکننده هستند اما برای قضاوت نهایی کافی نیستند.
💡 قال المعلم: لسنا هنا للحكم على أحد، بل لمساعدة الجميع على الفهم.
معلم گفت: ما اینجا نیستیم که کسی را قضاوت کنیم، بلکه آمدهایم تا به همه کمک کنیم تا بفهمند.
💡 هذا بعدُ مبكرٌ للحكم على التجربة بشكل نهائي.
هنوز برای قضاوت نهایی در مورد آزمایش خیلی زود است.