للحفاظ

🌐 برای حفظ

یعنی «برای حفظ کردن» یا «جهت نگهداری». این واژه به عمل نگه‌داشتن، مراقبت کردن و جلوگیری از آسیب دیدن چیزی اشاره دارد.

فعل (verb)

📌 برای نگه داشتن

📌 برای نگهداری

📌 برای حفظ

📌 برای ذخیره کردن

اسم (noun)

📌 حفاظت

📌 حفظ

جمله سازی با للحفاظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد غليه الماء جيدًا، صبته الأم في الترمس للحفاظ على حرارته.

بعد از اینکه آب کاملاً جوشید، مادر آن را داخل قمقمه ریخت تا داغ بماند.

💡 ترحضين السجادَ كل أسبوعٍ للحفاظ على نظافة المنزل.

برای تمیز نگه داشتن خانه، فرش‌ها را هر هفته بشویید.

💡 قال الباحث إن ترميم حمامِ کرزلي مهم للحفاظ على التراث المحلي.

این محقق گفت که مرمت حمام کرزلی برای حفظ میراث محلی مهم است.

💡 خسل القماش بالماء الدافئ قبل وضعه في الغسالة للحفاظ على لونه.

قبل از قرار دادن پارچه در ماشین لباسشویی، آن را با آب گرم بشویید تا رنگ آن حفظ شود.

💡 جمعتا الصديقتانِ الصورَ القديمةَ في ألبومٍ واحدٍ للحفاظ عليها.

این دو دوست عکس‌های قدیمی را در یک آلبوم جمع‌آوری کردند تا آنها را حفظ کنند.

💡 ينصحُ الأطباءُ أحيانًا بقَصّ الأظافرِ بانتظامٍ للحفاظ على النظافة.

پزشکان گاهی اوقات برای حفظ بهداشت، کوتاه کردن منظم ناخن‌ها را توصیه می‌کنند.

💡 يعتمد الرياضيون على متابعة الأوزان يوميًا للحفاظ على لياقتهم وتجنب الإصابات.

ورزشکاران برای حفظ تناسب اندام و جلوگیری از آسیب دیدگی به نظارت روزانه وزن خود متکی هستند.

💡 أوضح الطبيب إن إلی حاجةٍ في النظامِ الغذائي للحفاظ على الصحة.

پزشک توضیح داد که برای حفظ سلامتی، به رژیم غذایی نیاز است.

💡 فصلها المدرس عن الصف أثناء الاختبار للحفاظ على الهدوء.

معلم در طول امتحان او را از کلاس جدا کرد تا آرامش را حفظ کند.

💡 بعض الأطفال يكرهون الخضروات، لكنهم يحتاجون إليها للحفاظ على صحتهم.

بعضی از بچه‌ها از سبزیجات متنفرند، اما برای سالم ماندن به آنها نیاز دارند.

💡 أقوم بتمرين الضغط كل صباح للحفاظ على لياقتي وتقوية عضلاتي بشكل منتظم.

من هر روز صبح شنا سوئدی انجام می‌دهم تا تناسب اندامم را حفظ کنم و عضلاتم را به طور منظم تقویت کنم.

💡 يوجد شيء أي أفعله كل أسبوع للحفاظ على صحتي.

من هر هفته یک کار برای حفظ سلامتی‌ام انجام می‌دهم.

کلمات مرتبط