لفم

🌐 دهان

در عربی «فم» به معنای «دهان» است و اگر «لـ» به آن افزوده شده باشد، معمولاً به‌صورت یک ترکیب یا حالت وابسته به جمله دیده می‌شود. در معنای پایه، این واژه به «دهان» اشاره می‌کند و در بافت‌های مختلف می‌تواند معنای «دهانه، محل گشودگی» هم بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دهان

جمله سازی با لفم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أجل، لو أخذت بالاعتبار الإنعاش فماً لفم من قبطان بحري ثمل.

بله، اگر احیای دهان به دهان توسط یک کاپیتان مست را در نظر بگیرید.

💡 في عصر وسائل التواصل الاجتماعي، أصبح التسويق الذي ينتشر من فم لفم أكثر قوة.

در عصر رسانه‌های اجتماعی، بازاریابی دهان به دهان قدرتمندتر شده است.

💡 شربَ الماءَ بسرعةٍ لأنَّ لفمِه كانَ جافًا بعدَ الرحلة.

او آب را سریع نوشید زیرا دهانش بعد از سفر خشک شده بود.

💡 وضعَ السائقُ الكمامةَ قربَ لفمِه عندما دخلَ المكانَ المزدحم.

راننده وقتی وارد آن مکان شلوغ شد، ماسک را نزدیک دهانش برد.

💡 اقتربَ الطبيبُ من لفمِ الطفلِ ليفحصَ التهابَ الحلقِ بدقة.

پزشک به دهان کودک نزدیک شد تا عفونت گلو را به دقت بررسی کند.

💡 اكتسب المطعم الجديد شعبية من خلال انتشار الخبر من فم لفم بين عشاق الطعام المحليين.

رستوران جدید از طریق تبلیغات دهان به دهان در بین دوستداران غذای محلی محبوبیت پیدا کرد.

کلمات مرتبط