لعملي

🌐 برای کارم.

این ترکیب معمولاً به معنای «برای کارِ من» یا «به کارِ من» فهمیده می‌شود و از «لـ» به معنای «برای» و «عملي» به معنای «کار من» ساخته شده است. بسته به متن، می‌تواند به هدف، اختصاص یا ارتباط چیزی با عمل و فعالیت شخص اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای کار من

📌 به کار من

📌 برای کسب و کار من

📌 برای شغلم.

📌 به شغلم.

📌 کسب و کار اخیراً

جمله سازی با لعملي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استُخدم هذا لعملي في تحسين ترتيب الملفات داخل المكتب، فصار الوصول إلى الوثائق أسرع وأسهل على الجميع.

این برای کار من در بهبود سازماندهی پرونده‌ها در دفتر استفاده شد، به طوری که دسترسی به اسناد برای همه سریع‌تر و آسان‌تر شد.

💡 أضفت هذا الخيار لعملي اليومي لأنّه يوفّر الوقت ويقلّل الأخطاء أثناء إنجاز المهام المتكررة.

من این گزینه را به کار روزانه‌ام اضافه کردم زیرا باعث صرفه‌جویی در زمان و کاهش خطاها هنگام انجام کارهای تکراری می‌شود.

💡 أريدُ أن أشتريَ هذا القلمَ في فقط لا غير، لأنه مناسبٌ جدًا لعملي اليومي.

من فقط می‌خواهم این خودکار را بخرم، چون برای کارهای روزانه‌ام خیلی مناسب است.

💡 كان هذا الحل لعملي أكثر من غيره، لأنه يناسب طبيعة العمل السريعة ولا يحتاج إلى تدريب طويل.

این راه‌حل برای کار من مناسب‌تر از بقیه بود، زیرا با ماهیت سریع کار سازگار است و به آموزش گسترده نیاز ندارد.

💡 كان الجو الهادئ في المكتبة مناسبًا جدًا لعملي الدراسي.

فضای آرام کتابخانه برای کارهای مطالعاتی من بسیار مناسب بود.

کلمات مرتبط