ٱلجان
🌐 کمیتهها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 الفها
📌 الف
📌 لپرکان ها
📌 نابغه
📌 دیمونها
📌 الوین
📌 دیو
جمله سازی با ٱلجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت ٱلجان المختصة إلى المدرسة لتفقد المبنى وتقييم مستوى السلامة فيه.
کمیتههای مربوطه برای بررسی ساختمان و ارزیابی سطح ایمنی آن به مدرسه آمدند.
💡 ناقشت ٱلجان الفنية مشروع المهرجان قبل اعتماد البرنامج النهائي للإدارة.
کمیتههای فنی قبل از تأیید برنامه نهایی توسط هیئت اجرایی، طرح جشنواره را مورد بحث قرار دادند.
💡 تعمل ٱلجان المحلية على تنظيم المرور وتسهيل حركة الناس في الأحياء المزدحمة.
کمیتههای محلی برای تنظیم ترافیک و تسهیل رفت و آمد مردم در محلههای شلوغ فعالیت میکنند.