لحيته

🌐 ریشش

«لحيته» یعنی ریشِ او. این واژه از «لحية» + ضمیر «ـه» ساخته شده و به ریشِ یک مرد یا شخص مذکور اشاره دارد. در فارسی می‌توان آن را «ریش او» ترجمه کرد. این ترکیب هم در روایت‌های شخصی و هم در متون توصیفی برای اشاره به ظاهر فرد کاربرد دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ریش او

📌 موهای صورتش

جمله سازی با لحيته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأيتُ الرجل حالقًا لحيته قبل أن يدخل إلى المقابلة الرسمية.

من دیدم که آن مرد قبل از رفتن به مصاحبه رسمی، ریشش را تراشید.

💡 مسح الرجل لحيته بعد أن انتهى من شرب القهوة في المقهى.

مرد بعد از اینکه قهوه‌اش را در کافه خورد، ریشش را پاک کرد.

💡 اشترى الرجل الة حلاقة كهربائية ليقص لحيته في المنزل بسهولة.

آن مرد یک ریش‌تراش برقی خرید تا بتواند به راحتی ریشش را در خانه کوتاه کند.

💡 ‫وفي مطلع الثمانينيات أطلق مدحت شيئاً من لحيته‪

اوایل دهه هشتاد میلادی، مدحت کمی ریشش را بلند کرد.

💡 أثناء الحديث، حرّك الشيخ لحيته بهدوء كعادته عند التفكير.

شیخ در حین گفتگو، طبق عادت همیشگی‌اش هنگام تفکر، ریشش را به آرامی تکان می‌داد.

💡 علقت بعض قطرات الماء في لحيته علی بعد أن وقف تحت المطر دقائق قليلة.

بعد از چند دقیقه ایستادن زیر باران، قطرات آب به ریشش چسبیده بودند.

💡 كانت لحيته مرتبة بعناية وتدل على اهتمامه بمظهره اليومي.

ریشش مرتب و کوتاه بود که نشان از توجه او به ظاهر روزانه‌اش داشت.

💡 خضب الرجل لحيته بالحناء قبل العيد بيومين.

آن مرد دو روز قبل از عید ریش خود را با حنا رنگ کرد.

💡 لاحظت الأم أن لحيته علی قد أصبحت أكثر كثافة مع مرور الوقت.

مادر متوجه شد که ریش علی به مرور زمان پرپشت شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران