لتجری

🌐 برای دویدن

از ریشه جری است و یعنی «تا جاری شود، تا جریان یابد، تا حرکت کند». این واژه گاهی درباره آب، خون، امور، یا هر چیزی که در جریان باشد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دویدن

📌 رخ دادن

جمله سازی با لتجری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في نهاية الأسبوع، ستُجري المدرسة امتحانًا تجريبيًا لتجری تقييم مستوى الطلاب.

در پایان هفته، مدرسه یک آزمون آزمایشی برای ارزیابی سطح دانش آموزان برگزار خواهد کرد.

💡 يجب أن لتجری الفحوصات الطبية صباحًا قبل تناول أي دواء.

آزمایش‌های پزشکی باید صبح‌ها قبل از مصرف هرگونه دارویی انجام شوند.

💡 قررت الشركة أن لتجری دراسة ميدانية لمعرفة احتياجات الزبائن بدقة أكبر.

این شرکت تصمیم گرفت یک مطالعه میدانی انجام دهد تا نیازهای مشتری را با دقت بیشتری تعیین کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران