لبه
🌐 هسته او
در عربی «لَبَة / لَبْه» بسته به املاء و بافت میتواند معانی متفاوتی داشته باشد، اما «لبه» به فارسی هم معمولاً یعنی «کناره»، «حاشیه» یا «دَمِ چیزی». اگر منظور شکل عربی باشد، ممکن است در برخی لهجهها یا متون، تلفظ و املای متفاوتی داشته باشد و برای فهم دقیق باید بافت جمله را دید.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خمیر آن
جمله سازی با لبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف عند لبه المنصة منتظرًا بدء الخطاب الرسمي.
او در لبهی جایگاه ایستاده بود و منتظر شروع سخنرانی رسمی بود.
💡 كانت اللافتة عند لبه المدخل واضحةً جدًا للزائرين.
تابلوی ورودی برای بازدیدکنندگان کاملاً واضح بود.
💡 يجلس الحارس عند لبه الباب طوال الليل لحماية المكان.
نگهبان تمام شب کنار در مینشیند تا از آنجا محافظت کند.