لافتة
🌐 علامت
اسم (noun)
📌 علامت
📌 بنر
📌 چشمگیر
📌 پلاکارد
📌 تابلو راهنما
📌 بیلبورد
📌 پلاک
جمله سازی با لافتة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 المسافر یری من بعيدًا لافتة المحطة فيتجه نحوها بسرعة.
مسافر تابلوی ایستگاه را از دور میبیند و به سرعت به سمت آن میرود.
💡 علّقتُ لافتة كبيرة عند مدخل المدرسة لتوجيه الزائرين إلى قاعة الاجتماعات الجديدة.
من یک تابلوی بزرگ در ورودی مدرسه نصب کردم تا بازدیدکنندگان را به سمت اتاق جلسات جدید هدایت کند.
💡 شاهدتُ لافتة قديمة كتب عليها: ملاۭ الطريق بالحركة والإضاءة.
تابلویی قدیمی دیدم که روی آن نوشته شده بود: جاده را پر از حرکت و نور کنید.
💡 تكررت عثوَ في النص القديم بطريقة لافتة للنظر.
کلمه «اثوا» در متن باستانی به طرز چشمگیری تکرار شده است.
💡 لوحت في المكان لافتة صغيرة تدل على اتجاه المستشفى القريب.
یک تابلوی کوچک در محل نصب شده بود که مسیر بیمارستان مجاور را نشان میداد.
💡 في المطار، وُضعت لافتة واضحة إِلى الدخول المخصص للمسافرين الدوليين.
در فرودگاه، تابلویی واضح نصب شده بود که ورودی تعیینشده برای مسافران بینالمللی را نشان میداد.
💡 ركض الحصان في الميدان بقوة لافتة أثناء العرض الريفي.
اسب در طول رژه روستایی با نیروی قابل توجهی در میدان میدوید.
💡 وضعَتِ البلدية لافتة تحذيرية قرب الطريق لأن أعمال الصيانة ستستمر حتى المساء.
شهرداری یک تابلوی هشدار در نزدیکی جاده قرار داده است زیرا کار تعمیر و نگهداری تا عصر ادامه خواهد داشت.