اخفق

🌐 شکست خورده

«اخفق» از ریشه‌ی «خفق» است و معمولاً به معنای «تپید، لرزید، بال‌بال زد، یا به اهتزاز درآمد» می‌آید. این واژه برای حرکت تند و لرزان، مانند تپش قلب، لرزش پرچم در باد، یا حرکت پرنده‌وار به کار می‌رود. گاهی نیز به معنای «ناکام شد» در برخی استعمال‌ها دیده می‌شود، اما معنای اصلی آن بیشتر به تپش و لرزش مربوط است.

فعل (verb)

📌 گند زدن

📌 بهم ریختن

📌 شکست

📌 از دست دادن

📌 احتراق ناقص

جمله سازی با اخفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا تدع الخوف من أن اخفق يمنعك من تجربة أشياء جديدة ومفيدة.

نگذارید ترس از شکست مانع از امتحان کردن چیزهای جدید و مفید شود.

💡 أحيانًا اخفق في النوم مبكرًا عندما أستخدم الهاتف قبل الاستراحة.

بعضی وقت‌ها وقتی قبل از استراحت از تلفن همراهم استفاده می‌کنم، خوابم نمی‌برد.

💡 قد اخفق المشروع إذا لم نلتزم بالموعد المحدد وبالموارد اللازمة.

اگر به مهلت مقرر پایبند نباشیم و منابع لازم را فراهم نکنیم، ممکن است پروژه شکست بخورد.

💡 من مسافة 100 ياردة من الأرجح سوف اخفق بقدر ما أصيب

از فاصله ۱۰۰ یاردی، احتمال خطا رفتنم به اندازه احتمال برخورد کردنم است.

💡 أرجوك لا تجعلني اخفق أنا سوف اسلم الاوراق بحلول يوم الجمعة

لطفا ناامیدم نکن. مدارک را تا جمعه ارسال خواهم کرد.

کلمات مرتبط