لإدارة

🌐 مدیریت

از «إدارة» گرفته شده و به معنی مدیریت، اداره کردن، و سامان دادن است. این واژه در حوزه‌های سازمانی، دولتی و تجاری بسیار رایج است و به فرایند هدایت و کنترل امور اشاره دارد. در فارسی معادل‌هایی مثل «مدیریت» یا «اداره» برای آن به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 مدیریت

📌 اداره

📌 حکومتداری

فعل (verb)

📌 مدیریت کردن

📌 اداره کردن

وجه وصفی (participle)

📌 اداره شده

جمله سازی با لإدارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعتمدت المؤسسة على الرجل المناسب لإدارة المشروع في الوقت المحدد.

سازمان برای مدیریت به موقع پروژه به فرد مناسبی تکیه کرد.

💡 تعتمد الشركات الكبرى على تكنولوجيا المعلومات لإدارة أنظمتها يوميًا.

شرکت‌های بزرگ برای مدیریت سیستم‌های خود به صورت روزانه به فناوری اطلاعات متکی هستند.

💡 انحل التنظيم القديم وتأسست لجنة جديدة لإدارة الأنشطة.

سازمان قدیمی منحل شد و کمیته جدیدی برای مدیریت فعالیت‌ها تأسیس شد.

💡 في المكتب، تستخدم الشركةُ نظامًا حديثًا لإدارة الملفات إلكترونيًا.

در دفتر، این شرکت از یک سیستم مدیریت فایل الکترونیکی مدرن استفاده می‌کند.

💡 بعد المرض الطويل، استخلف الرجلُ أخاه لإدارة المتجر مؤقتًا.

پس از یک بیماری طولانی، مرد برادرش را به طور موقت به مدیریت فروشگاه منصوب کرد.

💡 تحتاج الشركات الناجحة إلى خبرة عالية لإدارة الموارد والوقت.

شرکت‌های موفق به تخصص سطح بالا در مدیریت منابع و زمان نیاز دارند.

💡 هذا الجهاز يعمل ضمن منومة متكاملة لإدارة الطاقة في المبنى.

این دستگاه در چارچوب یک سیستم مدیریت انرژی یکپارچه برای ساختمان عمل می‌کند.

💡 هل تملکين خطة واضحة لإدارة وقتك بين الدراسة والعمل؟

آیا برنامه‌ی مشخصی برای مدیریت زمان بین مطالعه و کار دارید؟

💡 عُقد اجتماع مهم لإدارة المدرسة لمناقشة خطة العام الجديد.

جلسه مهمی برای مدیریت مدرسه برگزار شد تا در مورد برنامه سال جدید بحث شود.

💡 تعلّمنا في الدورة اساليب جديدة لإدارة الوقت بشكل أفضل.

در این دوره، روش‌های جدیدی برای مدیریت بهتر زمان آموختیم.

کلمات مرتبط