کمر
🌐 شتر
این واژه در فارسی به معنی «میان»، «کمرِ بدن» یا بخش میانی بدن است. در عربی نیز اگرچه واژهٔ فصیحِ رایجِ اصلی برای این معنا «وَسَط» یا «خَصْر» است، اما «کمر» در بسیاری از زبانها و گویشها برای اشاره به قسمت میانی بدن یا کمربند استفاده میشود.
جمله سازی با کمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأيتُ قمرًا يلمع فوق الجبل، ثم ظهر كمر آخر بسبب الضباب.
من ماه را دیدم که بالای کوه میدرخشید، سپس به دلیل مه، ماه دیگری ظاهر شد.
💡 استخدم النجار كمر خشبيًا لدعم السقف.
نجار از تیر چوبی برای نگه داشتن سقف استفاده کرد.
💡 وقف الحارس كمر عند باب المبنى طوال الليل.
نگهبان تمام شب کنار درِ ساختمان کشیک میداد.