کعب
🌐 پاشنه
این واژه در عربی چند معنی دارد؛ از جمله «مکعبِ پا / برآمدگیِ پشت پا» و نیز در برخی زمینهها «بلندی، برآمدگی» یا حتی نامِ شخص. در متنهای دینی و تاریخی، کعب ممکن است به «برآمدگیِ پا» یا به عنوان اسم خاص نیز دیده شود؛ معنی دقیقش وابسته به سیاق است.
جمله سازی با کعب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتفعَ کعب الحذاءِ الجديدِ قليلًا مما جعلَ المشيَ أسهلَ على الطريقِ الطويل.
پاشنه کفش جدید کمی بلندتر بود که راه رفتن در جاده طولانی را آسانتر میکرد.
💡 وضعَ العاملُ قدمَهُ على کعب السلمِ ثم صعدَ بحذرٍ شديد.
کارگر پایش را روی پاشنه نردبان گذاشت و سپس با احتیاط زیاد از آن بالا رفت.
💡 جلسَ الرجلُ على کعب الساقيةِ الصغيرةِ قربَ الحديقةِ ينتظرُ صديقه.
مرد روی لبهی جویبار کوچک نزدیک باغ نشسته بود و منتظر دوستش بود.