کَشْمش
🌐 کاشمیش
این واژه در اصل به فارسی «کشمش» معروف است و در عربی نیز به صورت وامواژه به کار میرود و به معنی «انگور خشکشده» است؛ یعنی همان دانههای خشکشدهٔ انگور که بهعنوان خوراکی مصرف میشوند. در متون عربی ممکن است به صورت «زبيب» هم گفته شود که واژهٔ رایجتر عربی برای کشمش است.
جمله سازی با کَشْمش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشترت أمي كشمش من السوق لتحضير الحلوى في العيد.
مادرم از بازار مویز خرید تا شیرینیهای عید را آماده کند.
💡 يحبّ والدي أكل كشمش مع المكسرات أثناء السفر الطويل.
پدرم دوست دارد در سفرهای طولانی مویز را با آجیل بخورد.