قمه

🌐 اجلاس سران

«قُمّة» در عربی معمولاً به معنای «قله، اوج، بلندی» است و گاهی هم به معنی «نهایتِ یک چیز» یا «اوجِ مرتبه» به کار می‌رود. در برخی لهجه‌ها یا کاربردهای محلی ممکن است معانی دیگری هم پیدا کند، اما معنای اصلی و ادبی آن همان «قله» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بالا

📌 اجلاس ما

📌 اوج

📌 دو قله

📌 دو اجلاس

جمله سازی با قمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقفَ المتسلقُ على قمه الجبلِ بعدَ رحلةٍ مرهقةٍ وشعرَ بالفخرِ الشديد.

کوهنورد پس از یک سفر خسته کننده بر قله کوه ایستاد و احساس غرور شدیدی کرد.

💡 و هديتي، القناص السيد وضعتنى في قمه الهجمات الطويلة المدى.

و استعداد من، استاد تک‌تیراندازی، مرا در اوج حملات دوربرد قرار داد.

💡 ركز على اهم واحد أو اثنين من قمه الأولويات.

روی یک یا دو مورد از مهمترین اولویت‌هایتان تمرکز کنید.

💡 وضعتِ الأمُّ الصندوقَ على قمه الطاولةِ حتى لا يَعيقَ الحركةَ في الغرفة.

مادر جعبه را روی میز گذاشت تا مانع رفت و آمد در اتاق نشود.

💡 جلسَ الطفلُ على قمه التلِّ يتأملُ القريةَ من الأعلى في هدوء.

کودک بر فراز تپه نشسته بود و با آرامش از بالا به روستا خیره شده بود.

کلمات مرتبط