قلبتها

🌐 من آن را وارونه کردم

این شکل معمولاً به معنی «قلبِ او / آن را» یا «تو آن را برگرداندی / واژگون کردی» می‌تواند باشد، چون در عربی «قلبها» هم به‌عنوان ضمیر ملکی («قلبِ او») و هم به‌عنوان فعل + ضمیر مفعولی («آن را برگرداند») ممکن است برداشت شود. اگر منظور اسمی باشد، یعنی «قلبِ او»؛ اگر فعلی باشد، یعنی «تو آن را برگرداندی». برای تشخیص دقیق، جمله لازم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آن را ورق زد

📌 آن را برگردانید

📌 من ورق می‌زنم

جمله سازی با قلبتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬كلام قلبتها وجدت فيها اً‬ ‫واجلديد عن الناس وكالمهم عن الدولة وطريقة حكمها وعن العادات‬ ‫االجتامعية‪.

کلمات را ورق زدم و در آنها چیزهای جدیدی درباره مردم، درباره دولت و روش حکومتداری آن و درباره آداب و رسوم اجتماعی یافتم.

💡 عندما تعبت من الانتظار، قلبتها في ذهنها مرات كثيرة قبل أن تتخذ القرار.

وقتی از انتظار خسته شد، قبل از تصمیم‌گیری، بارها آن را در ذهنش مرور کرد.

💡 لقد قلبت منزلي، ثم منزلين بعدها، انا قلبتها مرة اخرى

خانه‌ام را زیر و رو کردم، بعد از آن دو خانه‌ی دیگر، دوباره آنها را زیر و رو کردم.

💡 بعد النقاش الطويل، قلبتها من كل الجهات حتى فهمت الفكرة بشكل أفضل.

بعد از یک بحث طولانی، آن را از همه جهات در ذهنم مرور کردم تا اینکه ایده را بهتر فهمیدم.

💡 كانت البطانية مقلوبة للداخل، لذا قلبتها بحيث يكون الجانب الصحيح للخارج.

پتو پشت و رو بود، بنابراین آن را برگرداندم تا سمت راستش رو به بیرون باشد.

کلمات مرتبط