قفير
🌐 کندوی زنبور عسل
اسم (noun)
📌 کندو
📌 کندوی زنبور عسل
جمله سازی با قفير
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حملَ المزارعُ قفيرًا مليئًا بالتينِ الطازجِ إلى السوقِ في صباحِ يومِ الجمعةِ.
کشاورز صبح جمعه سبدی پر از انجیر تازه را به بازار برد.
💡 أنتَ مَن أراد تحدّياً والآن ضربتَ قفير النحل
تو کسی بودی که دنبال چالش بودی، و حالا به هدفت رسیدی.
💡 يجذب قفير أشكال الحياة هذا كل أنواع الحيوانات المفترسة.
این کندوی اشکال حیات، انواع شکارچیان را به خود جذب میکند.
💡 وضعتِ الأمُّ قفيرَ العسلِ على الطاولةِ لتقدِّمَهُ معَ الخبزِ لأطفالِها.
مادر، کندو را روی سفره گذاشت تا آن را با نان به فرزندانش بدهد.
💡 اشترى السائحُ قفيرًا صغيرًا من الخوصِ كتذكارٍ من القريةِ القديمةِ التي زارها.
توریست یک سبد حصیری کوچک به عنوان سوغاتی از روستای قدیمی که از آن بازدید کرده بود، خرید.