قطعات

🌐 قطعات

«قطعات» جمعِ «قطعة» است و به معنی «قطعه‌ها» یا «بخش‌ها» می‌باشد. این واژه می‌تواند برای اشیای شکسته‌شده، بخش‌های جداگانهٔ یک چیز، یا اجزای یک دستگاه و مجموعه به کار رود. در فارسی معادل آن «قطعات» یا «بخش‌ها» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لقمه ها

جمله سازی با قطعات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وضعت الشركة قطعات إلكترونية جديدة في المخزن استعدادًا للتجميع.

این شرکت قطعات الکترونیکی جدید را برای مونتاژ در انبار قرار داد.

💡 تعتمد بعض الصناعات على قطعات دقيقة جدًا لضمان جودة المنتج النهائي.

برخی صنایع برای اطمینان از کیفیت محصول نهایی به قطعات بسیار دقیقی متکی هستند.

💡 رتب الفني قطعات الجهاز الصغيرة داخل صندوق خاص لتسهيل عملية الإصلاح.

تکنسین قطعات کوچک دستگاه را داخل یک جعبه مخصوص چید تا فرآیند تعمیر تسهیل شود.

💡 حتى الآن، لا أرى أيّة قطعات متحيّرة لا عظام مسلوخة أعتقد أن صاحبنا استعاد ثقته

تا اینجا، هیچ تکه‌ی درهم‌ریخته‌ای، هیچ استخوان پوست‌کنده‌ای نمی‌بینم. فکر می‌کنم دوستمان اعتماد به نفسش را دوباره به دست آورده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران