قصل
🌐 قصال
این واژه کمکاربرد است و در برخی منابع به معنی قطع کردن، بریدن، یا جدا کردن آمده است. گاهی نیز در بافتهای لغوی قدیم برای اشاره به نوعی جداسازی یا فصل کردن به کار میرود.
فعل (verb)
📌 برش
جمله سازی با قصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيتُ الفلاحَ يَ قصل الأعشابَ اليابسةَ حول الأشجار ليستفيدَ منها في التسميد.
من کشاورز را دیدم که علفهای خشک اطراف درختان را کوتاه میکرد تا از آنها برای کوددهی استفاده کند.
💡 جلسَ الحلاقُ يَ قصل الشعرَ بعنايةٍ، ثم نظّف الأدواتِ قبل استقبال الزبون التالي.
آرایشگر نشست و با دقت موها را کوتاه کرد، سپس قبل از پذیرش مشتری بعدی، ابزار کار را تمیز کرد.
💡 في الورشة، كان العاملُ يَ قصل الخيوطَ الزائدةَ من القماش قبل تسليمه للمخيط.
در کارگاه، کارگر نخهای اضافی پارچه را قبل از تحویل آن به خیاط، قیچی میکرد.