قبيلة

🌐 قبیله

«قبیله» یعنی «طایفه، ایل، تیره، عشیره، گروه خویشاوندی یا قومی». در عربی به واحد اجتماعیِ مبتنی بر نسب و پیوندهای خونی گفته می‌شود.

اسم (noun)

📌 قبیله

جمله سازی با قبيلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬يجب أن أبدأ بسؤاله عن ماضي قبيلة ''ماكسيمو'' وعائلة الملك‬ ‫الحالي أوال‪

باید با پرسیدن از او در مورد گذشته قبیله «ماکسیمو» و خانواده پادشاه فعلی، عوال، شروع کنم.

💡 ‬و قبيلة ''ماكسيمو'' هم مجرد عبيد‬ ‫كانوا يخدمون العائلة الحاكمة‪

قبیله «ماکسیمو» صرفاً برده‌هایی بودند که به خانواده حاکم خدمت می‌کردند.

💡 زار الباحثُ قبيلة نائية لدراسة لهجتها وتقاليدها الاجتماعية.

این محقق از یک قبیله دورافتاده بازدید کرد تا گویش و سنت‌های اجتماعی آنها را مطالعه کند.

💡 ‬لقد ولدت في مدينة ''روزماري'' وأنتمي‬ ‫إلى األصل الذي أفتخر به دائما وهو قبيلة ''الماكسيمو''‪

من در شهر رزماری متولد شده‌ام و به خاستگاهی تعلق دارم که همیشه به آن افتخار می‌کنم، یعنی قبیله ماکسیمو.

💡 تحدث الشيخ عن تاريخ الماکسيمو قبيلة في اجتماعٍ حضره عدد من المهتمين.

شیخ در جلسه ای که تعدادی از افراد علاقه مند حضور داشتند، درباره تاریخچه قبیله ماکسیمو صحبت کرد.

💡 زار الباحثون منطقة الماکسيمو قبيلة لدراسة عاداتهم ولغتهم التقليدية.

محققان از منطقه قبیله ماکسیمو بازدید کردند تا آداب و رسوم و زبان سنتی آنها را مطالعه کنند.

💡 تعيش هذه قبيلة في الصحراء منذ مئات السنين وتحافظ على عاداتها.

این قبیله صدها سال در صحرا زندگی کرده و سنت‌های خود را حفظ کرده است.

💡 اشتهرت قبيلة المنطقة بكرم الضيافة والشجاعة في الدفاع عن أرضها.

قبیله‌ی آن منطقه به خاطر مهمان‌نوازی و شجاعتش در دفاع از سرزمینش شناخته شده بود.

کلمات مرتبط