قبص
🌐 خرج کردن
این واژه معمولاً به معنای «گرفتن با دست»، «مشتکردن» یا «گرفتن چیزی به صورت محدود و اندک» است. در برخی کاربردها به معنای برداشتن یا جمعکردن چیزی نیز میآید.
جمله سازی با قبص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الحركة السريعة، استطاع أن قبص المفتاح قبل أن يسقط أرضًا.
با یک حرکت سریع، قبل از اینکه کلید روی زمین بیفتد، آن را برداشت.
💡 المرأة الوحيدة في الحي التي قبص عليها في تهمة احتيال على البنك النيجيري؟
تنها زن محله که به اتهام کلاهبرداری از یک بانک نیجریهای دستگیر شده است؟
💡 حاول الصبي قبص الحبل بيدٍ مرتجفة لكنه لم يستطع تثبيته جيدًا.
پسرک با دست لرزان سعی کرد طناب را بگیرد، اما نتوانست آن را محکم نگه دارد.
💡 طلبتُ منه أن قبص على الورقة برفق حتى لا تتمزق.
از او خواستم کاغذ را به آرامی نگه دارد تا پاره نشود.