قاد

🌐 رهبری کرد

«قاد» فعل ماضی از ریشه «قود / قیادة» است و به معنای «راند، هدایت کرد، برد، کشاند» می‌آید. این واژه معمولاً برای هدایت انسان، حیوان، یا وسیله‌ای به کار می‌رود؛ مثلاً «قَادَ السيارة» یعنی «ماشین را راند». در کاربردهای مجازی نیز ممکن است به معنای رهبری و اداره کردن باشد.

فعل (verb)

📌 سرب

📌 رانندگی

📌 سر نیزه

📌 کاپیتان

📌 سر

📌 دویدن

📌 مرا رهبری کن

📌 فرمان

جمله سازی با قاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫ومع ذلك فإن عقلي الذي لم يعد قاد ًرا على أداء وظيفته‬ ‫مليء باألحالم‪

با این حال، ذهنم که دیگر قادر به عملکرد درست نیست، پر از رویا شده است.

💡 كانت الطريق اغبر بعد العاصفة، لذلك قاد السائق بحذر شديد.

جاده بعد از طوفان پر از گرد و غبار بود، بنابراین راننده با احتیاط زیادی رانندگی کرد.

💡 ‬قاد اما إلى الجزيرة التي تقبع‬ ‫هنا بالقرب من الشاطئ‪

او آنها را به جزیره‌ای که اینجا، نزدیک ساحل، قرار دارد، هدایت کرد.

💡 ارتفعت منزلته بين زملائه بعد أن قاد الفريق بنجاح في أصعب الظروف.

جایگاه او در میان همکارانش پس از آنکه با موفقیت تیم را در سخت‌ترین شرایط رهبری کرد، ارتقا یافت.

💡 كتب التاريخ عن دوق مشهور قاد إصلاحات مهمة.

کتاب‌های تاریخ از دوک مشهوری می‌گویند که اصلاحات مهمی را رهبری کرد.

💡 ‬و لما‬ ‫بلغ الكوخ قاد العجول إلى معالفها و جلس بسكينة قرب النافذة يتأمل اضمحلل نور النهار

وقتی به کلبه رسید، گوساله‌ها را به سمت آخورشان برد و آرام نزدیک پنجره نشست و به نور رو به زوال روز نگاه کرد.

💡 كان الطريق مبتلًا بعد المطر، ولذلك قاد السائق سيارته بحذر شديد.

جاده بعد از باران خیس بود، بنابراین راننده با احتیاط رانندگی کرد.

💡 ‬قاد سيارته وخرج من النادي وبعد نصف ساعة كان‬ ‫واقفا أمام شقتها‪

او ماشینش را از باشگاه بیرون راند و نیم ساعت بعد جلوی آپارتمان او ایستاده بود.

💡 ‫رد أبي على العجوز بنبرة حزينة حتى إنني كنت قاد ار على أن أشم رائحة دموعه‬ ‫وقال‪:‬‬ ‫‪ ‬تبا لك أيها العجوز‪

پدرم با چنان لحن سوزناکی که تقریباً بوی اشک‌هایش را حس می‌کردم، به پیرمرد پاسخ داد و گفت: لعنت به تو پیرمرد!

کلمات مرتبط