احمق

🌐 احمقانه

یعنی «نادان، کم‌خرد، احمق». این واژه برای کسی به کار می‌رود که از نظر عقل و تدبیر ضعیف باشد.

اسم (noun)

📌 کله‌خر

📌 پانک

📌 شموک

صفت (adjective)

📌 احمقانه

📌 گنگ

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 احمق

📌 احمقانه

جمله سازی با احمق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان تصرفه احمق حين ترك المفتاح داخل السيارة وأغلق الباب.

رفتار او احمقانه بود وقتی کلید را داخل ماشین گذاشت و در را قفل کرد.

💡 ‬لن تهدي هذا الطيف إلي من يلبس القناع الزائف‬ ‫ثم اليلبث ان يتحول الي كائن احمق.

این طیف به کسی که نقاب دروغین به چهره می‌زند و سپس به موجودی نادان تبدیل می‌شود، داده نخواهد شد.

💡 لا ينبغي أن يتخذ أحدٌ قرارًا احمق ثم يندم عليه لاحقًا.

هیچ‌کس نباید تصمیم احمقانه‌ای بگیرد و بعداً پشیمان شود.

💡 صبي ما احمق كنت لتفعل هذا في المقام الأول.

پسر، چه احمقی بودی که از اول این کار رو کردی.

💡 انهم لا يعطونها الى ايّ احمق يأتي الى هنا

اونا اونو به هر احمقی که بیاد اینجا نمیدن.

💡 وصفه الناس بأنه احمق لأنه تجاهل النصيحة الواضحة.

مردم او را احمق توصیف می‌کردند زیرا نصیحت‌های واضح را نادیده می‌گرفت.

کلمات مرتبط