فهمه
🌐 او آن را فهمید
فعل (verb)
📌 درک کردن
📌 کشف کردن
صفت (adjective)
📌 قابل فهم
جمله سازی با فهمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرح المهندس الأمر فنيًا بأسلوب بسيط فهمه جميع الموظفين.
مهندس موضوع را از نظر فنی به روشی ساده که همه کارمندان آن را درک میکردند، توضیح داد.
💡 لا يُستعمل حصو كثيرًا في النصوص الرسمية، لذلك يحتاج فهمه إلى سياقٍ واضح.
کلمه «حسوه» در متون رسمی زیاد به کار نرفته است، بنابراین فهم آن نیاز به قراین روشن دارد.
💡 شرحت المعلمة الدرسَ بصبرٍ حتى فهمه جميع الطلاب بسهولة.
معلم با صبر و حوصله درس را توضیح داد تا همه دانشآموزان آن را به راحتی فهمیدند.
💡 كان اإلعالن واضحًا ومختصرًا، لذلك فهمه الناس بسرعة.
این اطلاعیه واضح و مختصر بود، بنابراین مردم به سرعت آن را درک کردند.
💡 كان الشرح بسيطا ومباشرًا، لذلك فهمه الجميع دون جهدٍ كبير.
توضیح ساده و سرراست بود، بنابراین همه آن را بدون تلاش زیاد فهمیدند.
💡 لم يكن فهمه للفكرة كاملًا، لذلك طلب مزيدًا من التوضيح.
درک او از ایده کامل نبود، بنابراین درخواست توضیح بیشتر کرد.
💡 شرح المعلم الدرس بحیث فهمه حتى الطلاب الضعفاء بسرعة.
معلم درس را طوری توضیح میداد که حتی دانشآموزان ضعیف هم آن را سریع میفهمیدند.
💡 شرح المدرس الدرس بسيط ًا حتى فهمه جميع الطلاب بسهولة.
معلم درس را به زبان ساده توضیح داد تا همه دانشآموزان بتوانند آن را به راحتی درک کنند.
💡 فَظَلَتْ المعلمةُ تشرحُ الدرسَ حتى فهمه معظم الطلاب جيدًا.
معلم به توضیح درس ادامه داد تا اینکه بیشتر دانشآموزان آن را به خوبی فهمیدند.
💡 فسرت المعلمة الدرس بطريقة سهلة حتى فهمه معظم الطلاب بسرعة.
معلم درس را به روشی آسان توضیح داد تا اکثر دانشآموزان آن را به سرعت درک کنند.
💡 لا تعنِ بهذا الكلام المعنى الذي فهمه البعض، فالمقصود كان مختلفًا تمامًا.
منظورتان از این، آن معنایی نباشد که برخی از مردم میفهمیدند، زیرا معنای مورد نظر کاملاً متفاوت بود.
💡 كان الحلُّ بسيط ًا للغاية، لذلك فهمه الطلاب بسرعةٍ ودون أيّ تعقيد.
راه حل بسیار ساده بود، بنابراین دانش آموزان آن را به سرعت و بدون هیچ پیچیدگی ای فهمیدند.