فهش
🌐 فحش
یعنی «خشن، زمخت، درشتخوی» یا «بدزبان»؛ در کاربرد وصفی به چیزی یا کسی اشاره میکند که لطیف و نرم نیست و ممکن است تندخو یا درشت باشد.
جمله سازی با فهش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فهش الراعيُ الغنمَ عن الحقلِ حتى لا تتلفَ المزروعاتُ الصغيرة.
چوپان گوسفندان را از مزرعه دور کرد تا محصولات اندک آسیب نبینند.
💡 فهش الصبيُّ الذبابَ عن الطعامِ بيدهِ قبلَ أن يجلسَ الضيوف.
پسر قبل از اینکه مهمانان بنشینند، با دستش مگسها را از غذا دور کرد.
💡 فهش العاملُ الغبارَ عن الطاولةِ قبلَ أن يضعَ عليها الكتبَ الجديدة.
کارگر قبل از اینکه کتابهای جدید را روی میز بگذارد، گرد و غبار را از روی آن تکاند.