فغلوه
🌐 آنها در آن اغراق کردند
«فغلوه» یعنی «پس او را به غل ببندید» یا «پس او را با زنجیر و غل ببندند». این واژه از ریشهی «غل» است و به بستن دست و گردن با زنجیر، قید یا غل اشاره دارد. در کاربردهای تهدیدآمیز یا مجازات، معنای اسیر کردن و مقید ساختن را میدهد.
جمله سازی با فغلوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما سمعَ الحكمَ القاسيَ، فغلوه في صدرهِ ولم يُظهرْ اعتراضًا أمامَ الناسِ.
وقتی آن حکم سنگین را شنید، آن را در سینه فرو خورد و در مقابل مردم هیچ اعتراضی نشان نداد.
💡 في لحظةِ فزعٍ، فغلوه عن التعبيرِ وأخفى ما في نفسهِ من ألمٍ شديدٍ.
در یک لحظه وحشت، او قادر به بیان احساسات خود نبود و درد شدیدی را که در درون خود احساس میکرد، پنهان میکرد.