فضرب

🌐 او زد.

اگر این واژه به‌صورت «فَضَرَبَ» خوانده شود، معنی آن پس زد، زد، ضربه زد است. در برخی ساختارها حرف «فـ» در آغاز، حرف ربط است و «ضرب» فعلِ «زدن» است. این یکی از ریشه‌های بسیار رایج عربی است.

جمله سازی با فضرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصطدم الطفل بالطاولة فضرب كوع يده بقوة وشعر بالألم طوال المساء.

کودک به میز برخورد کرد، آرنجش محکم به میز خورد و تمام شب درد داشت.

💡 تقدم اللاعب بسرعة ثم فضرب الكرة بقوةٍ نحو المرمى.

بازیکن به سرعت پیشروی کرد و سپس توپ را با قدرت به سمت دروازه شوت کرد.

💡 في المعركة، لم يكتفِ الجنود بالدفاع، بل فضرب بعضهم هجومًا على العدو.

در این نبرد، سربازان فقط از خود دفاع نکردند، بلکه برخی از آنها به دشمن حمله کردند.

کلمات مرتبط