فخلف

🌐 پس او رفت

«فخلف» یعنی «پس جانشین شد» یا «آنگاه پشت سر آمد / خلف شد». این واژه از ریشهٔ «خلف» است که به معنای پشت، پس، جانشین، یا جایگزین آمدن است. در برخی کاربردها می‌تواند به معنی «پس از او آمد»، «خلفِ او شد» یا «جانشین او گشت» باشد. همچنین «خلف» گاه به معنای «ناپسند» هم در تقابل با «خلف صالح» به کار می‌رود، اما در حالت سادهٔ فعل، بیشتر مفهومِ جانشینی و آمدنِ پس از دیگری را می‌دهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پشت

جمله سازی با فخلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تأخر القطار فخلف موعده المحدد بنحو ساعة كاملة.

قطار تأخیر داشت و حدود یک ساعت از برنامه عقب ماند.

💡 ‬فخلف البيت هنا بعض المقوابر التوي دفون‬‫بها أجدادي‪.

پشت این خانه چند قبر هست که اجداد من در آنها دفن شده‌اند.

💡 وعدني بالحضور صباحًا، لكنه فخلف وعده بسبب ظرف طارئ.

او قول داده بود که صبح بیاید، اما به دلیل یک اتفاق اضطراری، قولش را زیر پا گذاشت.

💡 غادر الفريق الملعب مبكرًا فخلف وراءه بعض المعدات المنسية.

تیم زودتر از موعد زمین بازی را ترک کرد و برخی از تجهیزات فراموش شده خود را جا گذاشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران