فخذ

🌐 ران

«فَخِذ» به‌معنای ران است؛ یعنی بخش بالای پا بین لگن و زانو. این واژه در عربی هم برای بدن انسان و هم در برخی ترکیب‌ها و اصطلاحات قبیله‌ای یا تشکیلاتی به‌کار می‌رود. معنای اصلی و سادهٔ آن همان «ران» است.

اسم (noun)

📌 ران

📌 کشاله ران

📌 استخوان ران

📌 لگن

📌 ساق پا

📌 گرد

جمله سازی با فخذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إذا احتجت شيئًا، فخذ الكتاب ديالي على راحتك.

اگر چیزی لازم داشتی، کتابم را بردار و راحت باش.

💡 يا بالک، إذا شعرت بالتعب فخذ قسطًا من الراحة فورًا.

هی بالاک، اگر احساس خستگی می‌کنی، فوراً استراحت کن.

💡 شعر بتمزق خفيف في فخذ ه بعد الجري الطويل.

او پس از دویدن طولانی، پارگی خفیفی در ران خود احساس کرد.

💡 ما عليک أن ترد الآن، فخذ وقتك في التفكير.

لازم نیست الان جواب بدی، یه کم فکر کن.

💡 إن رأيك ما اتضح بعدُ، فخذ وقتك قبل أن تحسم موقفك النهائي.

نظر شما هنوز قطعی نیست، بنابراین قبل از تصمیم گیری نهایی، کمی صبر کنید.

💡 قد کنت إن شعرت بالتعب، فخذ قسطًا من الراحة قبل أن تواصل.

اگر احساس خستگی می‌کنید، قبل از ادامه کمی استراحت کنید.

💡 إن رأيتَ الطريقَ مزدحمًا فخذ شارعًا آخر لتصل في الوقت المحدد.

اگر دیدید جاده شلوغ است، از خیابان دیگری بروید تا به موقع برسید.

💡 جلس الطبيب يشرح للمريض كيفية علاج ألم فخذ ه.

پزشک نشست و برای بیمار توضیح داد که چگونه درد ران خود را درمان کند.