فحکمه
🌐 حکم او
این صورت از ترکیب «فـ» + «حکمه» ساخته شده و معمولاً به معنای «پس او را حکم / داوری کرد» یا «آنگاه دربارهاش داوری کرد» فهمیده میشود. در فارسی میتواند به مفهوم «حکم کردن درباره چیزی» یا «قضاوت نمودن» برگردانده شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 محکوم می شود
📌 قضاوت او
جمله سازی با فحکمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما اختلف الطرفان، فحکمه القانون بسرعة وأعاد الحقوق إلى أصحابها.
وقتی دو طرف اختلاف پیدا کردند، قانون به سرعت حکم داد و حق را به صاحبانش بازگرداند.
💡 قرر القاضي فحکمه بعد مراجعة الأدلة والشهادات التي قُدمت في الجلسة الأخيرة.
قاضی پس از بررسی شواهد و شهادتهای ارائه شده در جلسه گذشته، تصمیم خود را گرفت.
💡 في النهاية، فحکمه الرأي العام لصالح المشروع بعد ظهور نتائجه الإيجابية.
در نهایت، پس از آشکار شدن نتایج مثبت آن، افکار عمومی به نفع این پروژه رأی داد.