فاضطرب

🌐 او پرخاشگر شد.

این واژه از ترکیب «فـ» و «اضطرب» ساخته شده و معنایش «پس مضطرب شد، به‌هم ریخت، یا دچار آشفتگی شد» است. برای بیان حالت نگرانی، بی‌نظمی، یا لرزش و تکان روحی و جسمی به کار می‌رود.

جمله سازی با فاضطرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندَ إعلانِ النتيجةِ، فاضطرب الطلابُ في القاعةِ من شدةِ التوترِ.

وقتی نتیجه اعلام شد، دانشجویان حاضر در سالن به دلیل تنش شدید، آشفته شدند.

💡 نبتت اسنانه الأولى مبكرًا، فاضطرب نومه قليلًا لكنه كان ينمو بصحة جيدة.

اولین دندان‌هایش زود درآمدند، بنابراین خوابش کمی مختل شد، اما او سالم رشد می‌کرد.

💡 حدث ذلك کل به في يومٍ واحدٍ، فاضطرب الناس ثم عادوا إلى أعمالهم.

همه این اتفاقات در یک روز رخ داد، بنابراین مردم آشفته شدند و سپس به سر کار خود بازگشتند.

کلمات مرتبط