فاجفلت
🌐 من مبهوت شدم.
«فاجفلت» یعنی «پس رم کرد / ناگهان گریخت / بهشتاب پراکنده شد» و شکلِ گذشتهی مؤنثِ مفرد از ریشهی «جفل» است. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی به کار میرود که چیزی یا کسی یکباره از جا کنده میشود و میگریزد، یا از ترس و هراس، پراکنده میگردد.
جمله سازی با فاجفلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فاجفلت الفتاةُ حينَ رأتْ النورَ ينطفئُ فجأةً، لكنها تماسكتْ وواصلتْ طريقَها بثباتٍ.
دختر وقتی دید که چراغ ناگهان خاموش شد، جا خورد، اما خودش را جمع و جور کرد و با قدمهای استوار به راهش ادامه داد.
💡 فاجفلت القطةُ من فوقِ السورِ عندما اقتربَ منها الكلبُ، ثم هربتْ إلى السطحِ المجاورِ.
وقتی سگ به گربه نزدیک شد، او از دیوار پایین پرید و سپس به پشت بام مجاور دوید.
💡 فاجفلت الخيولُ في المزرعةِ من صوتِ الرعدِ، فركضتْ مسافةً قصيرةً ثم هدأتْ تدريجيًا.
اسبهای مزرعه از صدای رعد وحشت کردند، بنابراین مسافت کوتاهی دویدند و سپس کم کم آرام گرفتند.