احجر
🌐 سنگ
این واژه ممکن است به ریشهی «حَجَر» نزدیک باشد و در برخی کاربردها معنای «سنگی شدن، سنگمانند شدن، یا محکم و سخت شدن» بدهد. همچنین در ساختهای دیگر ممکن است با مفاهیمی مثل «ممنوع کردن» یا «در تنگنا قرار دادن» ارتباط داشته باشد، اما شکل دقیق و کاربرد آن نیازمند بررسی بافت است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ما را نجات دهید
جمله سازی با احجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وانا مش من الرجاله اللى هبقى عايز احجر عليكى وقعدك فى البيت عشان ابقى كده دكر وجامد وبتاع بس انا فعال مش مستحمل انك تبقى بتتعبى كده.
من از آن مردهایی نیستم که بخواهم تو را فقط برای اینکه قوی و محکم به نظر برسی، توی خانه حبس کنم، اما نمیتوانم تحمل کنم که ببینم اینطور رنج میکشی.
💡 قررت السلطات أن احجر المنطقة بعد ظهور حالات مرضية داخل الحي.
مقامات پس از مشاهده موارد بیماری در محله، تصمیم به قرنطینه منطقه گرفتند.