فٱقصص

🌐 پس داستان را تعریف کن

این واژه از ریشهٔ «قَصَّ» آمده و به صورت امر مفرد است؛ معنایش «داستان را بازگو کن، شرح بده، پیگیری کن» است. از این ریشه، واژهٔ «قصص» به معنای داستان‌ها و سرگذشت‌ها نیز ساخته شده است. در متون دینی، «ٱقصص» معمولاً یعنی «ماجرا را برای مردم نقل کن» یا «سرگذشت را دنبال کن و بیان کن».

جمله سازی با فٱقصص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبَ الكاتبُ من المتدرّبِ أن فٱقصص الحكايةَ بأسلوبٍ بسيطٍ وممتعٍ.

نویسنده از کارآموز خواست تا داستان را به سبکی ساده و لذت‌بخش تعریف کند.

💡 في الأمسيةِ العائليةِ، قالَ الجدُّ: فٱقصص علينا ما حدثَ معكَ في السفرِ.

در میان جمع خانوادگی، پدربزرگ گفت: «برایمان تعریف کن که در سفر چه اتفاقی برایت افتاد.»

💡 حينَ تزورُ المدرسةَ، فٱقصص على الأطفالِ قصةً قصيرةً عن الصدقِ والأمانةِ.

وقتی از مدرسه بازدید می‌کنید، برای بچه‌ها یک داستان کوتاه در مورد صداقت و درستکاری تعریف کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران