غقر

🌐 غقر

«غقر» واژه‌ای کم‌کاربرد و نادر در عربی است و بسته به منبع ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد، اما در برخی کاربردها می‌تواند به معنای فرو رفتن، عمق، یا نوعی سختی و تنگی باشد. چون این واژه بسیار رایج نیست، معنی آن معمولاً فقط در فرهنگ‌های لغت یا متون کهن روشن می‌شود. برای ترجمهٔ دقیق‌تر، دیدن جملهٔ کامل ضروری است.

جمله سازی با غقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬‬‫أجاب «أبل» ّ‬ ‫بؽؾ فخر واعتزاز‪:‬‬ ‫ الديـ أيض ًا اد غقر ؤـ العؼقل التل كاكت معوقش يف عتوقر الجفوؾ‬‫والظالم عىل ؤدى إزؤـة السابؼة‪.

هابیل با غرور و افتخار پاسخ داد: «این دین همچنین شامل باهوش‌ترین و خردمندترین فرد گذشته نیز می‌شود.»

💡 ألقى الراعي حجرًا صغيرًا في غقر ِ الجبلِ لِيَختبرَ عمقَهُ.

چوپان سنگ کوچکی را در گودالی از کوه انداخت تا عمق آن را آزمایش کند.

💡 سمعَ الناسُ صوتَ صخرٍ يسقطُ في غقر ٍ عميقٍ داخلَ الوادي.

مردم صدای افتادن سنگی را در گودالی عمیق دره شنیدند.

💡 ‬‬‫عقـول والودي‬ ‫مل أسؿع ؤـ جقاب غقر التؿت الؿطبؼ‪.

عقل‌ها و دل‌ها پاسخ را نشنیدند، اما کلمات به کار گرفته نشدند.

💡 وقفَ المتسلّقُ عندَ حافةِ غقر ٍ مخيفٍ قبلَ أن يقررَ العودةَ.

کوهنورد قبل از اینکه تصمیم به بازگشت بگیرد، در لبه پرتگاه وحشتناکی متوقف شد.

💡 ‬وكان ؤعروفو ًا‬ ‫عـف أكف صاح ضؿقر ووجدان غقر ؤسبقاقـ‪.

و او به سخاوت و وجدان کاری‌اش معروف بود، که سابقه نداشت.

💡 ‫حؼ الؿعرفة أهنا غقر اادرة عىل أن مؼدّ م يل أدكوك ؤسواعدة‪

آگاهی از اینکه او قادر به ارائه کمک نیست، منبع قابل اعتمادی برای حمایت نیست.

کلمات مرتبط