غضو

🌐 عضو

«غضو» واژه‌ای نادر است و در منابع لغوی ممکن است به مفهوم «قطع شدن، جدا شدن، یا حالتی از خشکی / لاغری» نزدیک باشد، اما بدون سیاق مشخص، معنای دقیق آن قطعی نیست. این نوع واژه‌ها اغلب در کاربردهای قدیمی یا منطقه‌ای دیده می‌شوند. پس بهتر است آن را «واژه‌ای کم‌کاربرد با معنای وابسته به زمینه» بدانیم.

جمله سازی با غضو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلسَ غضو اللجنةِ بهدوءٍ بينما كانتِ المناقشةُ تدورُ حولَ الميزانيةِ الجديدة.

عضو کمیته در حالی که بحث پیرامون بودجه جدید می‌چرخید، آرام نشسته بود.

💡 أعطى غضو الفريقِ رأيًا واضحًا في الخطةِ المقترحةِ للمشروع.

عضو تیم نظر روشنی در مورد طرح پیشنهادی پروژه ارائه داد.

💡 حضرَ غضو الوفدِ إلى المؤتمرِ قبلَ بدءِ الجلسةِ بنصفِ ساعة.

عضو هیئت، نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کنفرانس رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران