غرز
🌐 بخیهها
فعل (verb)
📌 هل دادن
📌 رانش
📌 به سیخ کشیدن
📌 شرط بندی
📌 جاسازی شده
اسم (noun)
📌 چیندار
📌 کاشت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بخیه
جمله سازی با غرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غرز المزارع الشتلة في التربة الرطبة وسقاها بالماء مباشرة.
کشاورز نهال را در خاک مرطوب کاشت و مستقیماً آن را آبیاری کرد.
💡 شخصٌ ما غرز حُقنةً بِعُنُقِه وملأهُ بالسّمّ ومِن ثمّ رمى بِه خارِج المبنى الذي أقطُنه
یک نفر به گردنش سم تزریق کرد و بعد او را از ساختمانی که من در آن زندگی میکنم بیرون انداخت.
💡 عد جراحة الجفن، سيكون لديك غرز في كلا الجفون ستبقى لمدة أسبوع.
بعد از جراحی پلک، بخیههایی در هر دو پلک شما وجود خواهد داشت که به مدت یک هفته باقی میمانند.
💡 غرز السائق السيارة في الوحل، فاحتاج إلى مساعدة الجيران لإخراجها.
راننده ماشین را در گل گیر کرد و برای بیرون آوردن آن به کمک همسایهها نیاز داشت.
💡 أستمتع بمشاهدة الفيديوهات لأتعلم كيف أنسج غرز معقدة.
من از تماشای ویدیو برای یادگیری نحوه بافتن کوکهای پیچیده لذت میبرم.
💡 غرز الخياط الإبرة في القماش بخفة ليكمل الثوب قبل المساء.
خیاط سوزن را به آرامی در پارچه فرو کرد تا دوخت لباس را قبل از شب تمام کند.