عضلي
🌐 عضلانی
صفت (adjective)
📌 عضلانی
📌 زرده دار
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عضله
جمله سازی با عضلي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج المصاب إلى علاج عضلي منتظم بعد الإصابة الرياضية.
فرد آسیب دیده پس از آسیب ورزشی به درمان عضلانی منظم نیاز دارد.
💡 المغرور إال ً َ ويمارسون الرياضة من أجل قتال عضلي
متکبران فقط به خاطر مبارزه فیزیکی به ورزش روی میآورند.
💡 وصف الطبيب دواءً عضلي المفعول لتخفيف التشنج بسرعة.
پزشک برای رفع سریع اسپاسم، داروی تزریقی عضلانی تجویز کرد.
💡 استيقظت الليلة الماضية وأنا أعاني من شد عضلي رهيب في ساقي.
دیشب با گرفتگی وحشتناک عضله پام از خواب بیدار شدم.
💡 أوضح المختص أن الألم عضلي وليس ناتجًا عن مشكلة في العظام.
این متخصص توضیح داد که این درد عضلانی است و ناشی از مشکل استخوانی نیست.
💡 في هذه الحالة، استخدم حقن عضلي واحد وفقا للتعليمات تحت إشراف الطبيب.
در این صورت، طبق دستور پزشک، یک تزریق عضلانی انجام دهید.