عضلت
🌐 عضله
«عُضِلَت» یا «عَضَلَت» بسته به کاربرد، از ریشهٔ «عضل» است و میتواند به معنای در تنگنا قرار گرفتن، دشوار شدن یا پیچیده شدن کار باشد. در بعضی کاربردهای عربی، «أَعْضَلَ الأمر» یعنی کار سخت و پیچیده شد. اگر این صورت را بهصورت واژهٔ جداگانه ببینیم، بیشتر ناظر به حالت دشواری و گرهخوردگی در امر یا مسئله است.
جمله سازی با عضلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أشار المدرب إلى أن عضلت الفخذ لا تتحسن إلا مع العلاج التدريجي.
مربی خاطرنشان کرد که عضله ران فقط با درمان تدریجی بهبود مییابد.
💡 قالت الممرضة إن عضلت الذراع تحتاج إلى راحة وكمادات باردة.
پرستار گفت عضله بازو نیاز به استراحت و کمپرس سرد دارد.
💡 اتركي عضلت وجهك تسترخي قليل ودعي شفتيك تكشف عن أسنانك قليل.
بگذارید عضلات صورتتان کمی شل شوند و لبهایتان کمی دندانهایتان را نمایان کنند.